موضوع :
-چرا همتون هستين آهن پرست
-هيچ كدومتون نيستين آدم پرست
-به چي فكر مي كني؟
هيچي...
-به اين فكر مي كني كه چرا...
چرا خنده نداريم... چرا هممون هستيم آهن پرست هيچ كدوممون نيستيم آدم پرست
چرا همتون هستين آهن پرست هيچ كدومتون نيستين آدم پرست
چرا ماشين آهني نگاهمونو به خودش جلب مي كنه اما دختر بچه گداي سر چهارراه رو حتي توي شب سرد 1 اسفند نميبينيم
چرا...؟
-هاهاهاها(خنده پر از تعجب همراه كننده سركوب زردي سرزنش آهن...)
-مگه خودت ديديشون؟
-چند بار ماشين گرون همسايتونو نگا كردي ... چند بار از كنار پسر آدامس فروش آبرسان راحت رد شدي؟
-همون كه هميشه با اون كاپشن زرد رنگ مي شينه كنار دكه برق زرد رنگ سر چهاراه
-همون كه زردي كاپشنش پيش سمنداي زرد رنگ كه همش دنبال يه مسافر هستن گم مي شه
-راستي دو سه روزه كه نمي بينمش نكنه...(ترس پر از نفرت زرد...)
من ... من هميشه ....
-ديگه بسه ... بسه هر چي دورغ گفتين (حالت تهوع پر از دروغ...)
آره ما ها هممون آهن پرستيم آهن زرد رنگ رو خدا مي دونيم قبل از اينكه به دل آدما نگا كنيم به تعداد صفراي روي كاغذ تو جيبش نگا مي كنيم هر چه بيشتر باشه آدم درست و حصابي تريه
- منٍ خودم به اينا نگا كن... ببين كه هميشه اونا به دستاي تو چه جوري نگا مي كنن كه شايد يكي ادامسي بخره
-ببين كه...
خودمِ من گاهي وقتا ...(سكوت شكست سرخ از زرد...)
-چرا همتون هستين آهن پرست
-هيچ كدومتون نيستين آدم پرست
-نمكي با چرخش كنار يه بنزه كه همه چرخش كرايه بنزه
-آره اينه دنياي شما آدما

|